ساحل زاینده رود از قدیم سکونتگاهی دائمی بوده است و برای پژوهشگرانی که در پی یافتن قدمت واقعی این خطه هستند، منبع مهمی برای مطالعات باستان شناسی به شمار میرفت اما در حال حاضر، طرح ساماندهی کناره زاینده رود و خیابان کشی، امکان کاوش در این منطقه را با مشکلاتی روبه رو کرده است. آتشکدهای بر فراز کوه کوچکی در کنار زایندهرود قرار دارد که به آتشگاه معروف است؛ مکانی که هنوز میتواند برای شناسایی گذشته این منطقه مرجع باشد. آتشگاه اصفهان از دیر باز مکان مقدسی محسوب میشده است که امروز نیز بقایای آن بازدیدکنندگان را مجذوب میکند. در مورد قدمت این مکان، گمانه هایی زده شده که قدیمیترین آنها تاریخ هزاره سوم پیش از میلاد مسیح را برای آتشکده در نظر گرفتهاند اما چیزی که مسلم است این است که شکل فعلی بنا منسوب به دوران حکومت ساسانیان است. البته در گذر زمان و دورههای مختلف ملحقاتی نیز به آتشکده اصفهان اضافه شده است.
آتشگاه مکان مقدسی برای خودشناسی است، مکانی پر از آرامش بربلندای کوهی ممتاز از زمینهای پستِ و هموار پیرامون. مسیری پلکان مانند و مارپیچ شما را به قله و بنای آتشکده میرساند که از پای کوه و محلهای اطراف قابل مشاهده است. شکل کوه، محل استقرار و وضعیت دسترسی به آتشگاه، گویی تقدس این بنا را صدچندان کرده و مخاطبان را به افسون این بنا دعوت میکند؛ درست مانندِ بیستون کرمانشاه، زیویه کردستان یا آتشگاه نظنز که فرم کوه، جهت قرار گیری و دسترسی آن، تأثیری شگفت بر خود بنا داشته و دارد.
به بالای آتشگاه که برسیم تسلط این کوه بر منطقه را میتوان درک کرد. آتشگاه آنجا قرار دارد؛ درست بالاترین نقطه کوه. بنایی هشت ضلعی به قطر و ارتفاع چهار متر با نمای بیرونی مدور که این فرم احتمالا برای استحکام بیشتر بنا در برابر عوامل تخریبگرمحیطی اتخاذ شده است. ولی هشت ضلعی تعاریف و نمادهای متعددی را حامل است که آناهیتا، الهه آب یکی از آنهاست. این اَشکال را در بناهای دیگری مانند هشتی سرپوشیدهها وسربینه حمامهای عمومی میتوان دید.
در بنای آتشگاه، هر هشت ضلع با درگاه-پنجرههای طاقی، امکان ورود نور به فضای داخل را ایجاد میکنند. این درگاه ها در واقع فاصله بین هر دو جرز هستند و احتمالا زمانی مسقف بودهاند. برای وارد شدن باید از چند پله بالا رفت، تعدد این پنجره طاقیها این تصور را بهوجود میآورد که شاید نور آتشگاه راهنمای شبانه برای مسافرینِ در راه بوده تا مسیر رسیدن به شهر در شب را پیدا کنند. همچنین احتمال کاربری برج دیده بانی در دورهای نیز برای بنای آتشگاه وجود دارد. البته به دلیل نبود مدارک کافی که ثابت کند این بنا محل اقامت طولانی نظامیان بوده در نتیجه احتمال دژ یا قلعه بودن این بنا کم است. بقایای خندقی نیز در محوطه پایه کوه موجود است که میتواند گواهی برامکان پناهگاه بودن این مکان باشد.هر چند که به دلیل ملحقات گوناگون در دوران مختلف تاریخی، میتوان تغییر کاربری این مکان را حدس زد. اما کاربری قسمتهای سالم مانده در بنای آتشگاه، نشان میدهد که این بنا احتمالا در دورانی اقامتگاه موقتی و یا محل برگزاری مراسمهای گروهی بوده است؛چیزی شبیه به معابد تمدنهای کهن بینالنهرین.
جدا از بخشهایی که آسیب جدی دیدهاند، قسمت سالمتر این بنا به سبب نوع طرح و اجرا، همان محل نگهداری آتش مقدس است که در ادیان پیش از اسلام در ایران مرسوم بوده و کاربری داشته است. این آتش همیشه روشن بوده و برای روشنی خانههای اطراف هم از آتشِ آتشگاه استفاده میشده است. در ساخت بنا از خشت خامِ آفتاب پخت، خاک رس، آهک و گچ ( که با روش هشتوگیر چینش شده) و چوبِ لویی استفاده شده است. چوب لویی در حقیقت برای طول عمرو استحکام بنا مورد استفاده قرار میگرفته؛ جالب است که بدانید به کار بردن چوب در ملات یک تکنیک بین النهرینی است که می تواند دلیلی بر اثبات قدمت آتشگاه اصفهان تا دوران عیلامیها باشد. اندازه این خشتهای مسطح، بسیار بزرگ و به شکل مربع و ضخیم قالب سازی شده که بسته به مکان بهکارگیری متفاوت است. در گذشته ملحقاتی از خشت خام در اطراف بنای آتشکده بهصورت اتاق وجود داشت که ارتفاع آن تا زیر این آتشکده بوده است. متاسفانه هماکنون قسمتهای کمی از آن باقی مانده است. در پی مرمت و برای حفاظت از تخریب بیشتر این ساختمان ورود به اتاقها ممنوع و کاملا مسدود شده است.
افسانههایی مبنی بر راهی مخفی که از پای کوه به قله متصل بوده وجود دارد و پیرو آن مردم در پی یافتن این معبر و احتمالا گنج همراه آن، بارها این کوه و بنا را تخریب کرده و آسیبهای جدی به بنا وارد کردهاند. علاوه بر این، پروژههای عمرانی ساخت بنای مهیب بتونی آب انبار دراین محوطه باستانی و خیابانها، خانهها و فضای سبز چسبیده به این اثر ملی دست به دست هم داده تا سدی در برابر کاوش و یافتن چهره واقعی این محوطه ایجاد شود. این بی مهریها درحالی است که آتشگاه اصفهان به عنوان جایگاه آتش مقدس، دارای ارزش و اعتبار تاریخی و فرهنگی است. همچنین محوطه باستانی و بناهای آن، گذشته و تاریخ سرزمین ایران را نمایش میدهد که راهنمای شناخت و درک فرهنگ و هنر ایران هستند و حفاظت از آنها بر عهده ماست.